محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
883
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
مضر است و امزجهء قوى را زياده بر اين مقدار ميتوان داد بلكه تاثيرش بيشتر است و اكر مرضى نباشد و غرض تقويت مزاج باشد پرهيز بسيار در كار نيست و همچنين سائر مراتب از قدر آب و جوشانيدن با آب خالص و يا با عرق و يا غير اينها نيز بحسب اغراض چنانچه سابقا بيان شد مختلف مىشود و جميع اين مراتب منوط و مربوط براى طبيب است [ بيان طريق ديگر در استعمال به طرز قهوه ] و نيز كفته كه اين فقير دستور خوردن اين دوا بعنوان قهوه به چند روش و قاعده كه تجربه نمودهايم بيان ميكنيم اميد كه عاملان آن را جناب اقدس الهى مقارن آن شفا كرامت نمايد بمنه و فضله [ طريقهء اولى در ابدان و امزجهء متوسطه ] طريقهء اولى كه در ابدان و امزجهء متوسطه در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و قوت و ضعف مستعمل و مجرب فقير آن است كه سه روز هر روز سه مثقال و سه روز هر روز چهار مثقال و سه روز هر روز پنج مثقال و سه روز هر روز شش مثقال ميل نمايند كه مدّت خوردن دوازده روز و قدرى تمامى خوراك پنجاه و چهار مثقال باشد و اكر احتياج به خوردن باقى باشد از شش مثقال تجاوز ننموده سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و سه روز ديكر چهار مثقال و نيم و سه روز ديكر چهار مثقال بنوشند كه مدّت خوردن بيست و چهار روز و قدر خوراك صد و يازده مثقال كردد و اكر باز احتياج باشد سه روز ديكر هر روز سه مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز سه مثقال و سه روز ديكر هر روز دو مثقال و نيم كه مدّت خوردن سى و شش روز و قدر خوراك صد و چهل و چهار مثقال شود [ طريقه ثانيه در ابدان و امزجه قويه ] و طريقه ثانيه كه در ابدان و امزجه قويه مستعمل است آن است كه سه روز هر روز پنج مثقال و سه روز هر روز شش مثقال و سه روز هفت مثقال و سه روز هر روز هشت مثقال استعمال نمايند كه در عرض مدت دوازده روز هفتاد هشت مثقال تناول شود و اكر احتياج باقى باشد سه روز ديكر هر روز هفت مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز هفت مثقال و سه روز ديكر هر روز شش مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز شش مثقال استعمال نمايند كه مدت خوردن بيست و چهار يوم و قدر خوراك يكصد و پنجاه و نه مثقال كردد و اكر باز محتاج باشند سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و سه روز ديكر هر روز چهار مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز چهار مثقال بنوشند كه در عرض سى و شش روز دو صد و شانزده مثقال خورده شود [ طريقه ثالثه در ابدان و امزجهء ضعيفه ] طريقه ثالثه كه در ابدان و امزجهء ضعيفه مستعمل است آن است كه سه روز هر روز دو مثقال و سه روز هر روز دو مثقال و نيم و سه روز هر روز سه مثقال و سه روز هر روز سه مثقال و نيم بنوشند كه در عرض دوازده روز سى و سه مثقال ميرسد و اكر احتياج باز باقى ماند و تحصيل قوتى شده باشد تصرف و زياده برين مقدار توان كرد كه تا دوازده روز ديكر بدين دستور كه سه روز هر روز چهار مثقال و سه روز هر روز چهار مثقال و نيم و سه روز هر روز هر روز پنج مثقال و نيم كه در مدّت بيست و چهار روز نود مثقال صرف كردد و هرگاه تحصيل قوتى نشده باشد هر روز پنج مثقال و سه روز بر خلاف اين عمل نمايند يعنى هر سه روز نيم مثقال نمايند كه سه روز اوّل هر روز سه مثقال و سه روز ديكر هر روز دو مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز دو مثقال و سه روز ديكر هر روز يك مثقال و نيم كه در همان مدت بيست و چهار روز شصت مثقال ميل شده باشد اما اكر ضعف مزاج و بدن در غايت باشد بهتر آن است كه روز اول هر روز يك مثقال و سه روز ديكر هر روز يك مثقال و نيم و سه روز ديكر هر روز دو مثقال و سه روز ديكر هر روز دو مثقال و نيم تناول نمايند كه در عرض مدت دوازده روز بيست و يك مثقال صرف شود و اكر احتياج باقى و تحصيل قوتى نموده باشد دوازده روز ديكر هر سه روز نيم مثقال افزود نمايند كه در عرض بيست و چهار روز شصت و شش مثقال صرف شود و الا هر سه روز نيم مثقال كم سازند كه در عرض بيست و چهار روز سى و شش مثقال صرف شود و در هريك از اين چند طريق قدر آب جوشانيدن آن و صرف آب و عرق ممزوج بدستوريست كه بيان كرده شده و همچنين ملاحظه و پرهيز و غذاها در هر باب موافق آن سلوك نمايند [ دستور محمّد هاشم حكيم معتمد الملك سيد علوى خان محمد شاهى ] اما دستورى كه قلمى فرمودهاند كه بندهء اثم محمّد هاشم حكيم معتمد الملك سيد علوى خان محمد شاهى قهوه آن را با معجونى كه از چوب چينى و عشبه مغربى تاليف كرده و مكرر تجربه نموده نافع يافته خصوص از براى مردى كه شصت و پنج سال عمر داشت و مدت بيست سال بود كه اوجاع مفاصل او را منكسر نموده بود و از جملهء مايوسين از باه بود قهوه را با معجون به او خورانيد بنهايت منتفع شد و از ياس برامد صنعت آن معجون چوب چينى اعلى باوصاف مسطوره عشبه مغربيه از هريك چهارده مثقال باديان خطائى سه مثقال باديان خطائى دارچينى از هريك چهار مثقال كاوزبان انيسون بسفايج فستقى بادرنجبويه از هريك دو مثقال مويز طائفى منقى از حب زردك از هريك پنجاه مثقال يك شب بخيسانند در پنج من تبريز آب و صبح در ديك سنكى يا نقره يا مس تازه قلعى نموده كرده سر آن را بطبق سفالى پوشانيده و اطراف آن را بخمير ماش و كل حكمت محكم نموده مقدار پنج من هيمه قلم باريك در زير آن بسوزانند تا هيمه تمام شود پس پس فرود آورده صافى نموده عسل مصفى نبات سفيد بالمناصفه از هريك يك من تبريز داخل كرده باتش ملايم بقوام اورند اولى است پس بكيرند چوب چينى باوصاف مزبوره هفت مثقال دارچينى بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل سورنجان دانه هيل مصطكى رومى راتيانج از هريك دو مثقال عنبر اشهب زعفران از هريك يك مثقال پوست هليله كابلى سه مثقال ورق طلا يك مثقال و نيم بدستور معجون سازند هر روز صبح دو مثقال و شام دو مثقال اين معجون را با قهوه چوب چينى به اين دستور كه بكيرند هر روز يك مثقال و نيم چوب چينى باوصاف مزبوره و ريزه كرده چون نخود و شب در كلاب و عرق بيدمشك از هريك ده درم بخيسانند و صبح با نيم من تبريز آب در ديك كرده مقدار نيم من و يك اوقيه تبريز هيمه قلم باريك دو شاخ دو شاخ در زير آن بسوزانند تا باتمام رسد فرود آورده و راى بر سر كشيده و سر و كردن را ببخار او بدارند پس دو مثقال معجون مذكور با نصف آن آب نيم كرم بنوشند و ردا را بر سر خود پيچيده بخوابند تا عرق خشك شود و نصف ديكر آب مطبوخ را اخر روز نيم كرم با شيرينى و يا بىشيرينى هر قسم كه خواهند با دو مثقال ديكر از آن معجون تناول نمايند كه بعون اللّه تعالى نافع است و بايد كه مقدار نبات كه در شيرينى قهوه كرده مىشود زياده بر پنج مثقال نباشد و وجه داخل نمودن نبات در آب چوب چينى در حين شرب آن است كه كسر يبوست آن كردد و طبيعت بان ميل نمايد و كبد نيز به روى آن را جذب نموده به اطراف